خرید بک لینک
میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم


نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم.


میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ،


میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم.

مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم


تو را در آغوش بگیرم و نوازش کنم.


میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم ، نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم.


دنیا بی وفاست می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو بگیرد،

میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد.


بگذار در این دو روز دنیا به اندازه ی یک دنیا نگاهت کنم ،

بگذار به اندازه ی یک عمر تو را در آغوش بگیرم و با تو درد دل کنم.


میترسم همین لحظه ، همین فردا ، همین روزها لحظه ی مرگم فرا رسد.


یک مرگ پر از حسرت ، یک مرگ پر از آرزو و امید.


تنها حسرت و آرزوی من در آن لحظه تویی و حضورت در کنارم است.


تنها حسرت من در آن لحظه نگاه به چشمهای زیباست است.


در این دو روز دنیا بیا در کنارم ، از عشق بگو برایم ،

گرچه سیر نمیشوم از لحظه های با تو بودن، ا

ما هیچگاه نمیمانم در حسرت عشقت.علی بیمعرفت من ماندم در اینهمه حسرت...

ای واای......قلبم درد میکند...

برچسب: میترسم از تنها شدن,میترسم این احساس تو,میترسم شهرام صولتی,میترسم از بعضی آدمها,می ترسم از عشق,میترسم از دستت بدم,میترسم حامله شده باشم,میترسم از این شهر لعنتی,میترسم حامله باشم,میترسم علیرضا روزگار, نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:23

صفحه بندی