
خدایا.... دیشب علی با خانومش اومد خونمون....نمیدونم خیلی بدنم میلرزید ..وقتی داشتم با خانومت دست میدادم مثل قبلا وقتی دیدمت قلبم تند تند میزد....... کااش میتونستم دست هایت را بگیرم...کاش میتوانستم در اغوشت باشم و بخوابم به خانومت گفتی شب تا من میام تو میخوابی بد خوابت میکنم.......... علی خیلی بیمعرفتی.....خدااایا قلبم و وجودم شکسته .............خدا........................
ادامه مطلب